افراد بزرگسال، از قوانین، به ویژه قوانین محل کار، بدشون میاد. شما یا افراد دور و بر تون تا الان به این چیزها فکر کردین:

  • به چه دلیل به ما اعتماد ندارن؟
  • فکر می کنن ما احمقیم؟
  • این با عقل جور در نمیاد؟

واقعیت اینه که همه دارای سطح مشابهی از عقل سلیم یا آگاهی نسبت به پیامدها نیستن و نمی تونن مورد اعتماد قرار بگیرن. به همین دلیله که سازمانا به قوانین احتیاج دارن.

در دنیای بی مشکل، ما کار خود رو با راستی، راستی، امنیت و نگرانی ی رفاه ذی النفعان انجام میدیم. اما واسه یافتن نمونه هایی که این مسئله در اونا رخ نداده، باید خیلی جست وجو کرد؟ همیشه از شرکتا اختلاس می شه و بعضی وقتا این اختلاس گران کارایی تندرو هم انجام میدن تا اشتباهات خود رو مخفی کنن. یکی از نمونه های گذشته، تاجری فرانسویه که تنها به خاطر مخفی کردن یک اشتباه بد، میلیاردها دلار بدهی واسه کارفرمایش به بار آورد.

به چه دلیل قانون داریم

متأسفانه بعضی افراد از شرایط به نفع خود استفاده می کنن. به همین دلیله که قوانین لازمن. باید درک کنین به چه دلیل قوانین وجود دارن و از چی حمایت می کنن. وقتی این موضوع رو درک کردین، می تونین به خود و بقیه کمک کنین تا از قوانین پیروی کنین و هماهنگی بیشتری در محل کار به وجود بیارین.

از پایه دو نوع قانون هست. قوانینی که موجب امنیت و رضایت افراد می شن و قوانینی که از منافع سازمان حمایت می کنن. این قوانین در خیلی از مواقع، هم پوشانی دارن.

کارمند سالم و راضی معمولا ثمربخش تره و پس این مسئله به نفع هر دو طرفه. سیاست بیمارستان واسه پرستاران رو در نظر بگیرین. اونا قبل از تحویل دارو به مریض، باید برچسب دارو رو چک کنن. این سیاست، جدا از اینکه حمایت از بیماران، از پرستاران و بیمارستان هم در برابر سهل انگاریا حمایت می کنه. وقتی قانونی تصریح می کنه که قبل از کار با اره برقی باید دستگاه رو درست تنظیم کنین، عینک ایمنی بزنین و هیچوقت به تنهایی کار نکنین، باید این قانون فورا درک و پذیرفته شه.

اگه قوانین از ما حمایت کنن، درک و پیروی از اونا بسیار آسون تره. در این شرایط، قوانین موجب امنیت افراد می شه. بین قوانین و نتیجه های پنهون رابطه ای قوی هست. اما اگه این رابطه زیاد روشن نباشه، نتیجه چه هستش؟ در این صورت ممکنه مشکلاتی واسه مون پیش بیاد. این قوانین واسه سلامت و رفاه سازمان بسیار مهم هستن.

تعیین قوانین درست به شکل ی درست

یکی از دلایلی که افراد قانون شکنی می کنن، اینه که قوانین خیلی زیادی هست یا این قوانین معقولانه به نظر نمی رسن. کارمندان معمولا می خوان مورد احترام و اعتماد باشن. وقتی اجرای قانون رو در نظر می گیرین، اونو آزمایش کنین تا مشخص شه که پیروی از اون آسون و معقولانهه و چه نوع عکس العملی رو به دنبال داره.

شرکتا بیشتر قوانینی وضع می کنن که رابطه ضعیف و فرهنگ بی توجهی نسبت به کارمندان رو جبران و کاهش می کنن. اگه فکر می کنین افراد گروه تون از رفتن به آبدارخانه واسه صرف چای یا قهوه به عنوان بهونه استفاده می کنن، می تونین قانونی در مورد ی زمان و تعداد دفعات رفتن به آبدارخانه در طول روز وضع کنین و بعد هم از کسی بخواهید این زمان رو بررسی کنه! یا سعی کنین بفهمین که به چه دلیل افراد انگیزه ندارن و زمان کمتری رو صرف کار می کنن. اما وضع قانون واسه زمان رفتن به آبدارخانه شاید بیشتر از اونکه مفید باشه، آسیب میرسونه. و این هدف کلی قانون، یعنی بهبود سلامت و رفاه شرکت و افرادی که در اون کار می کنن رو تحت تاثیر قرار می ده.

داشتن قوانین زیاد بد و غیرمنصفانهه و این می تونه اعتماد رو کاهش بده. با این حال اعتماد بیشتر از حد و نداشتن قوانین کافی، یا اعمال نکردن اونا هم به همون اندازه خطرناکه.

وقتی گروهی دارین که اعضای اون خوب با همدیگه کار می کنن و کارا به آرامی پیش میره، فراموش کردن اجرای قوانین آسونه. فرض کنیم قراره واسه هر چک دو امضا بگیرین، اما حسابدار شما ۸ سال در شرکت بوده و کارمند نمونه ایه. پس می تونین بهش اعتماد کنین که چکا رو خودش امضا کنه، این طور نیس؟ کم کم «قانون دو امضا» فراموش می شه؛ تا وقتی رئیس تون متوجه می شه که ۵۰ میلیون تومن گم شده. در این شرایط، «قانون دو امضا» بسیار معقولانه و لازم به نظر می رسه. هر چند شما هیچوقت احتمال این پیامدها رو نمی دادین، اما حالا گرفتار دردسر شدین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   به چه دلیل شب یلدا بلندترین شب ساله؛ آشنایی با تاریخچه و آداب شب چله "

پس چیجوری افراد رو به پیروی از قوانین و اعمال اونا مجبور می کنین؟ این دستورالعمل رو اجرا کنین:

  • مطمئن شید که قانون معقولانهه. این قانون باید با منافع کسب وکارتان در رابطه بوده و فقط قانون تصادفی، «چون من گفتم» نباشه. اگه موی آقایان باید کوتاه باشه، پس آمادگی دفاع از دلایل خود رو داشته باشین و نشون بدین که چیجوری موی کوتاه در موفقیت سازمان اثر میذاره.
  • کارکنان رو مجاب به پذیرش قانون کنین. اگه افراد دلیل اجرای قانون رو بفهمن، احتمال بیشتری هست که از اون حمایت کنن. وقتی قانون یا سیاست جدیدی رو در پیش گرفتن می کنین، واسه گروه به طور شفاف توضیح بدین که به چه دلیل اقدام به وضع اون کردین. در مورد قانون بحث کنین و اونو طوری برابری بدین که نیازای همه رو برآورده سازه.
  • بر پیامدها تأکید کنین. مطمئن شید که افراد از نتیجه های پیروی نکردن از قوانین مطلع هستن. خود قانون باید روشن باشه و شرکت باید قبل از تنبیه کارکنان به دلیل قانون شکنی، در مورد اون توضیح بده. از مثالای فرضی واسه گفت وگو در لازم به این قانون استفاده کنین.
  • چگونگی اعمال قانون رو بررسی کنین. واسه اطمینان از اینکه قوانین شما غیرضروری یا غیرمنطقی نباشن، بر نحوه ی اعمال اونا به وسیله ناظران و مدیران نظارت کنین. اینطوری، خواهید دونست که قوانین به درستی و به طور برابر اجرا می شن یا نه. قوانینی که اصلا اعمال نمی شن رو شناسایی کنین. اگه این اتفاق رخ داد، واسه اون وقت بذارین تا در مرحله اول بفهمین که به چه دلیل این قانون به وجود اومد و تصمیم بگیرین که هنوز ضروریه یا باید به روزرسانی شه.
  • قوانین خود رو مرتبا بازبینی کنین. جامعه و کسب وکارها همیشه تغییر می کنن و این یعنی قوانین شمام باید تغییر کنن. چند سال قبل ما قادر به ردیابی کارکنان از راه تلفنای همراه مجهز به GPS یا استفاده از اینترنت واسه بررسی خواهندگان کار نبودیم. حالا به قوانینی واسه این موارد احتیاج داریم.
  • قوانین جدید و تغییرات اعمال شده در قوانین قدیمی رو به آگاهی برسونین. واسه آگاهی رسانی، از روشای مختلفی هم چون پوسترهای روی تابلوی اعلانات، ایمیلا، جلسات و آگهیای روی کاغذ استفاده کنین. هدف شما اینه که همه از قانون مطلع شن، نه فقط افرادی که مستقیما تحت اثر هستن. اطلاعاتی درباره دلیل وجود قانون، دلیل احتیاج به اعمال اون و نحوه ی بهبود محل کار به وسیله این قانون اضافه کنین.
  • به افراد آموزش بدین تا قوانین رو اعمال کنن. آگاهی رسانی درباره وجود قانون واسه مجاب کردن افراد به پیروی از اون کافی نیس. مدیران و ناظران باید بدونن که چه وسیله و پشتیبانی واسه اجرای قانون در اختیار اونا قرار داره. تأکید کنین که قانون باید واسه همه به طور برابر اجرا شه.

پیشنهاد:

کارمندان باید بدونن که اگه رفتارشون به روشنی اشتباه باشه، نمی تونن فقط به این متوسل شن که هیچ قانون مکتوبی وجود نداره یا اینکه از قانون مربوطه خبر نداشتن. مثلا دزدیدن و دروغ گفتن جایز نیس و میشه از اونا به عنوان مبنایی واسه مقررات استفاده کرد.

اگه موقعیت مبهمی پیش اومد و هیچ قانونی واسه پوشش اون نبود، این سؤالات رو از خودتون بپرسید تا اگه این رفتار موجب هر یک از موارد فوق می شه، اقدام مقتضی صورت بگیره.

* این رفتار واسه مأموریت گروه زیان آوره؟

* این رفتار انسجام گروه رو تضعیف می کنه؟

* این رفتار به منافع قانونی یکی از اعضای گروه آسیب زیادی میرسونه؟

دسته‌ها: آموزشی